| Yaddashthaye Kodaki |
|
Saturday, December 08, 2001
٭ اول
چند وقت پيش با خانمم رÙ�ته بوديم تاتر. جای همگی اونهايی Ú©Ù‡ نميتونن اون تاترو ببينن خالی. اينقدر برای من ÙŠÚ©ÛŒ آموزنده بود Ú©Ù‡ Ù†Ú¯Ùˆ. اسمش اين بود: پرده عاشقی - مجلس زن Ú©Ø´ÛŒ خدا پدر کارگردانشم بيامرزه. داور ميباقری خدومون بود. پرده اول: قصه از اونجايی شروع شد Ú©Ù‡ ÙŠÚ© آقای جاهل به تمام معنا (سبيل از بناگوش دررÙ�تهء چاغء عرق خورء ترياکی Ùˆ ...) پس از اينکه Ú©Ù„ÛŒ پاشنه در خونه دختررو در مياره بالاخره باهاش ازدواج ميکنه. دختره Ú©Ù‡ زيادی خوشگل بوده بعد از شب عروسی به علت همون خوشگلی زياد Ùˆ همچنين غيرتی بودن آقای جاهل تو خونه زندانی ميشه. جالبه Ú©Ù‡ مرد جاهل Ú©Ù‡ اسم زنش عÙ�ت بوده به علت اينکه زيادی زنشو دوست داشته اسم زنشو ميگه: Ø¢Ù�ت. Ùˆ به علت شکاک بودن خودش عاقبت زنرو ميکشه. پرده دوم: پرده دوم ÙŠÚ© Ú©Ù… جالبتره. این دÙ�عه مد ÙŠÚ© Ù�وق ليسانس ادبياته. بازم با اسرار با ÙŠÚ© زن زيبا عروسی ميکنه. اين دÙ�عه مرده ميخواد از زنش به عنوان پله ترقيش استÙ�اده کنه. بازهم مثل پرده اول زن ميميره. ولی ايندÙ�عه از غصه. ØØ§Ù„ا خودتون قضاوت کنين بعضی از ما مردا Ú†Ù‡ موجوداتي هستيم. نوشته شده در ساعت 2:41 AM توسط Abbas
٭ سلام
........................................................................................من ÙŠÚ© Ù‡Ù�ته است ميخواهم شروع کنم. ولی نميشه. بالاخره امروز خودمو راضی کردم Ú©Ù‡ بيام Ùˆ ØØ±Ù� بزنم. بهتر با معرÙ�ÛŒ خودم شروع کنم. ÙŠÚ© آدم (البته اگه بشه Ú¯Ù�ت آدم) 25 ساله متاهل. دانشجوی سال دوم Ù�وق ليسانس نرم اÙ�زار. زيادی Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§ØªÛŒ Ùˆ ØØ³Ø§Ø³ (در ابتدا خواهشمندم Ú©Ù‡ اذيتم نکنيد. بعداً عيبی نداره). ميخواهم از امروز راجع به ÙŠÚ© چيزايي Ú©Ù‡ تو ايران اتÙ�اق مياÙ�ته ØµØØ¨Øª کنم. Ù�علا خدانگهدار. نوشته شده در ساعت 2:17 AM توسط Abbas
|